با سلام
و عرض تسلیت به مناسبت اربعین و شهادت جانسوز پیامبر اکرم و امام حسن مجتبی
و شهادت هشتمین آفتاب ولایت به همهی شما دوستان عزیز
من مثل جناب من طبع شعری ندارم اما شعر رو خیلی دوست دارم .
به مناسبت این ایام و از اون جایی که مدتی مهمون امام رضا بودم یه شعر راجع به امام رضابرراتون میزارم
البته امید وارم خوشتون بیاد .
تو این ایام اگر دلتون با صفا شد و چشماتون زلال برای ما هم دعا کنید
مگر به رو ی دلارای یار ما ور نی
به هیچ وجه دگر کار بر نمی آید.
امام رضا(ع)
ای راهب کلیسا دیگر مزن به ناقوس
خاموش کن صدارا، نقاره می زند طوس
آیا مسیح ایران کم داده مرده را جان
جانی دوباره بردار با ما بیا به پابوس
آنجا که خادمینش از روی زائرینش
گرد سفر بگیرند با بال ناز طاووس
خورشید آسمان ها در پیش گنبد او
رنگی ندارد آری چیزی شبیه فانوس
رویای ناتمامم ساعات در حرم بود
باقی عمر اما افسوس بود و کابوس
وقتی رسیدی آنجا در آن حریم زیبا
زانو بزن به پای بیدار خفته در طوس...
سید حمید رضا برقعی
+ نوشته شده در سه شنبه 12 بهمن1389ساعت 9:43  توسط ما = من و ايشون
|
ريشه هايم را
به خاك تشنگي ماليده اند؛
من ولي سبزم هنوز
...
(آرام)
+ نوشته شده در جمعه 31 اردیبهشت1389ساعت 16:10  توسط ما = من و ايشون
|
یه سلام گرم و عیدانه به همه دوستای گل
عیدتون مبارک
عید نوروز رو نمیگم ها
منظورم سالروز ولادت حضرت زینب ؛ عقیله بنی هاشمه.
از اونجایی که به لطف شاعر معاصر و توانا جناب من این وبلاگ بیشتر حال و هوای شاعرانه داره .منم یه شعر زیبا براتون میزارم
امیدوارم لذت ببرید.
شمیم فاطمه
تمام هستی من خاک پایتان
بانو!
و جان عالم هستی فدایتان
بانو!
جهان خلاصه سبزی ز راز
خلقت توست
و صبر گوشهای از جلوههایتان
بانو!
کویر جسم زمین پر شکوفه
میگردد
که میوزد نفس دلگشایتان
بانو
فدک طلوع دلانگیز ظهر
عاشوراست
و شرح سادهای از کربلایتان
بانو!
شکست خواب خدایان سنگی
تاریخ
به دست خطبه سبز و رسایتان
بانو!
به زهد مثل علی، در کمال
همچو رسول
شمیم فاطمه دارد وفایتان
بانو
هزار مرتبه گفتم و باز
میگویم
تمام هستی من خاک پایتان
بانو
خدیجه پنجی
+ نوشته شده در دوشنبه 30 فروردین1389ساعت 23:34  توسط ما = من و ايشون
|
اين شعر نيمه كاره كه ناغافل شبي در خوابم سرك كشيد را همين طور نصفه نيمه تقديم تان مي كنم؛
به اميد آنكه مابقي اش را شبي ديگر در خواب ببينم:
................................
دل به سراي تو كم آورده است
منتظرم تا طلب جان كني
من كه به ديدار تو خو كرده ام
بيش نظر از همه پنهان كني
گر چه كه آرام شود دل،خوشست
شور به پا كن كه خوشست آن كني
(آرام)
-------------------------------------------------------------------------------
بابت اين همه تأخير هم كمي تا قسمتي شرمنده ام،
اميد كه بنده را عفو فرماييد!
+ نوشته شده در یکشنبه 29 فروردین1389ساعت 22:43  توسط ما = من و ايشون
|

دارم فاصله ها را جارو مي كنم
اما اين جاده انگار پاياني ندارد...
شايد اگر تو هم از آن طرف جاده
كمي كوچه را آب پاشي مي كردي
به هم مي رسيديم!
اما ماه هاست كسي از اين مسير
حتي اشتباهي هم رد نشده...
نمي دانم شايد تقدير ماست
هر كدام كريستف كلمب خود باشيم!
(آرام)
+ نوشته شده در سه شنبه 4 اسفند1388ساعت 23:25  توسط ما = من و ايشون
|